هرچی بخوای هست

لطفا بدون نظر کپی نکن .شرعا وعرفا حرام می باشد

«سه رفیق بودیم و دو ماسک ...»

ترکشها صورتش را داغون کرده بود.گوشت های آویزان صورتش را توی آینه نگاه می کرد و خنده اش می گرفت.بین بچه ها هم مزه می ریخت و می گفت: «دلم برای اون حوری بیچاره می سوزه که قراره بعد شهادتم بیفتم تو بغلش!» اما حالا که دختر پنج ساله اش از بغلش فرار می کند، پشت آینه می ایستد و اشک می ریزد! ...

Weblog Themes By Pichak

نويسندگان

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید اميدوارم اوقات خوشي داشته باشيد

پیوندهای روزانه

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران