حالا
من با رويش سبز و « شمیم گرم بهار» و « وزش نسيم نرم كوهسار»،
دفتر عمرها را ديدم كه « ورق خورد»
و سالي ديگر را به نهانگاه روزگار « سپُرد».
درخت عمر رو به « پيري» می رود و روند پیری رو به « زمینگیری » .
«چشمه سار زمان هماره جوشان» است و « جویبار دوران همواره روان»!
نه« لحظه ای درنگ » دارد و نه « لمحه ای ،آژنگ »
بياييم « غنچه هاي لحظات » را بر « درخت حيات » شكوفا گردانيم
و « شميم رياحين » و « نسيم عطرآگين » آن را استمرار بخشيم.
هر برگی « روز شکوفایی » دارد و « شب میرایی »!
همه « برگیم» و ناگزیر از « مرگیم »!
تنها راه « رَستن از روزانگی » و « پیوستن به جاودانگی »
داشتن « بینش استوار » است و « آفرینش آثار ماندگار» .
ما « قطره ای میرا » و « ذره ای بینوا » هستیم؛
برای جاودانه شدن باید به « رود حق » پیوست و « وجود مطلق»!
نوشته شده توسط alirezaf10 در چهارشنبه 10 شهریور 1395 |
ارسال نظر(0)
