هرچی بخوای هست

لطفا بدون نظر کپی نکن .شرعا وعرفا حرام می باشد

مجلس عزای حسین (۲)

10-ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻭ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺰﺍ


ﺍﻣﺎﻡ ﺳﺠﺎﺩ(ﻉ):

ﻫﻤﺎﻧﺎ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺘﻢ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺰﺍ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﺍﻳﻢ ﻭ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﻟﺒﺎﺱ ﻧﻮ ﺑﺮ ﻣﺎ ﺭﻭﺍ ﻧﻴﺴﺖ.


ﭘﺲ ﺍﺯ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ(ﻉ)ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺻﻴﺤﻪ ﺍﯼ ﺯﺩ ﻭﮔﻔﺖ:

ﺟﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺰﺍ ﺑﭙﻮﺷﻴﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠﯽ ﷲ ﻭ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﻳﺪﻧﺪ.

ﺍﺣﺮﺍﻡ ﻣﺤﺮﻡ ﺹ 67 ﮐﺎﻣﻞ ﺍﻟﺰﻳﺎﺭﺕ ﺹ.143

11-ﻭﺻﻴﺖ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﻳﺖ ﷲ ﻣﺮﻋﺸﯽ ﻧﺠﻔﯽ


ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻣﻴﮑﻨﻢ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﻴﺎﻫﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺤﺮﻡ ﻭ ﺻﻔﺮ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ﺟﻬﺖ ﺣﺰﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩﺩﺭ ﻣﺼﺒﻴﺖ ﻫﺎﯼ ﺁﻝ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﮐﺮﻡ ﺻﻠﯽ ﷲ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ.

12- ﻧﺘﻴﺠﻪ ﯼ ﻫﺮ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ


ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﺮﺍﻣﺎﺕ ﺍﻟﺤﺴﻨﻴﻪ ﻧﻘﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ:ﻳﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺿﻪ ﺧﻭﺍﻧﻬﺎﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻭﺛﻮﻕ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﻭﻳﺎ،ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺁﻗﺎ ﺳﻴﺪ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎﻗﺮ ﺩﺭﭼﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺁﻳﺖ ﺍﻟﻌﻈﻤﯽ ﺑﺮﻭﺟﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻴﻨﺪ،ﮐﻪ ﻳﮏ ﭘﻴﺮﺍﻫﻦ ﺳﻔﻴﺪ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﻭ ﻳﮏ ﻋﺮﻗﭽﻴﻦ ﺑﺮ ﺳﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺎﻝ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ:ﻫﺮ ﻗﺪﻣﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ(ﻉ)ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ (ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﺯﺥ)ﺩﺍﺭﻧﺪ ﭘﺎﻳﻢ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ. ﻭﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩ؛ﺩﻧﻴﺎ ﻭﺁﺧﺮﺕ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ (ﻉ) ﺭﺍ ﺭﻫﺎ ﻧﮑﻦ ﻭ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺧﺮﺝ ﮐﻦ.

ﮐﺮﺍﻣﺖ ﺍﻟﺤﺴﻨﻴﻪ ﺝ 1 ﺹ 34

13-ﺷﻴﺦ ﻃﻮﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ(ﻉ)ﻧﻘﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ:


ﭼﻴﺰﯼ ﺩﺭ ﺯﺩﻥ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺟﺰ ﺍﺳﺘﻐﻔﺎﺭ ﻭ ﺗﻮﺑﻪ ﻧﻴﺴﺖ،ﺯﻳﺮﺍ ﺯﻧﺎﻥ ﻓﺎﻃﻤﯽ ﺩﺭ ﺳﻮﮒ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﮔﺮﻳﺒﺎﻥ ﭼﺎﮎ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺜﻞ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﻳﺒﺎﻥ ﭼﺎﮎ ﺩﺍﺩ.

14-ﺩﺭ ﺯﻳﺎﺭﺕ ﻧﺎﺣﻴﻪ ﻣﻘﺪﺳﻪ ﺍﺯ ﻗﻮﻝ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ (ﻉ) ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ:


ﭼﻮﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﺳﺐ ﺗﻴﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﯼ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻧﺪ...ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﻫﺎ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺮﻳﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﻮﺣﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ.


ﻭﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻴﻔﺮﻣﺎﻳﺪ:

ﻭَﻟﻄﻤﺖ ﻋﻠﻴﮏ ﺍﻟﺤُﻮﺭ ﺍﻟﻌﻴﻦ...

ﻭ ﺣﻮﺭﺍﻟﻌﻴﻦ ﺑﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﻮﺩ ﻟﻄﻤﻪ ﺯﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﺼﺒﻴﺖ ﺗﻮ...


ﻭﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﮑﻨﻴﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻳﺰﻳﺪ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﯽ ﻧﻤﻮﺩ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺣﮑﺎﻳﺖ ﻟﻄﻤﻪ ﺯﺩﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﺭﻭﻳﺎ ﺑﻴﺎﻥ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ؛ﻓَﻠَﻄَﻤﺖ ﻋﻠﯽ ﻭﺟﻬﻬﺎﻭ ﻧﺎﺩﺕ ﻭ ﺍﻭﻟَﺪﻩ.ﮐﻠﻴﻨﯽ ﺑﻪ ﺳﻨﺪ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺟﺎﺑﺮ ﻧﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ (ﻉ) ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ ﺟﺰﻉ ﭼﻴﺴﺖ؟ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ:

ﺷﺪﻳﺪﺗﺮﻳﻦ ﺟﺰﻉ، ﻓﺮﻳﺎﺩ ﻭﺍﻭﻳﻼ ﻭ ﺻﻴﺤﻪ ﻭ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻭ ﺳﻴﻨﻪ ﺍﺳﺖ...

15-ﺳﻴﻨﻪ ﺯﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻼﻡ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻣﻴﺮﺯﺍ ﺣﺎﺝ ﺍﺳﻤﺎﻋﻴﻞ ﺩﻭﻼﺑﯽ


ﺳﻴﻨﻪ ﺯﺩﻥ ﺑﺮﺍ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ(ﻉ) ﺑﺪﻥ ﺭﺍ ﺳﺒﮏ ﻭ ﺗﻤﻴﺰ ﻭ ﺯﻳﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺟﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﻋﮑﺲ ﺧﻮﺑﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺩﺭﺁﻥ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.

ﺳﻴﻨﻪ ﺯﺩﻥ ﺧﻴﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﻭ ﻧﺎﻓﻊ ﺍﺳﺖ. ﺷﺨﺺ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﻴﻨﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ، ﻳﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﺎﻥ ﺁﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﺯﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻳﺎ ﺳﻴﻨﻪ ﺯﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ.

ﺩﺭﻫﻤﻪ ﯼ ﻋﻤﺮﺕ ﻳﮏ ﻧﻮﺑﺖ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﭘﻴﺮﺍﻫﻨﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﻭﺭ ﻭ ﻟﺨﺖ ﺷﻮ ﻭ ﻧﻴﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺳﻴﻨﻪ ﺑﺰﻥ.


ﻣﺼﺒﺎﺡ ﺍﻟﻬﺪﯼ ﺹ 306

16-ﺳﻴﺪ ﺑﺤﺮﺍﻟﻌﻠﻮﻡ ﻭ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ (ﻋﺞ)


ﺳﻴﺪ ﺑﺤﺮﺍﻟﻌﻠﻮﻡ ﺭﻭﺯ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍﻳﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻃﻼﺏ ﺍﺯ ﮐﺮﺑﻼ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﺯﻧﯽ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ،ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ طلاب ﻣﯽ ﺑﻴﻨﻨﺪ ﺳﻴﺪ ﺑﺎ ﺍﻥ ﻋﻈﻤﺖ ﻭ ﻣﻘﺎﻡ ﺷﺎﻣﺦ ﻋﻠﻤﯽ، ﻋﻤﺎﻣﻪ ﻭ ﻋﺒﺎ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻳﺮ ﺳﻴﻨﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﻟﺨﺖ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﻋﺰﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺳﻴﻨﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭﺳﻴﻨﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ.

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺳﻴﻨﻪ ﺯﻧﯽ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻃﻼﺏ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺭﺍ ﺟﻮﻳﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ:ﺳﻴﺪ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﺭﺳﻴﺪﻡ،ﺩﻳﺪﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﻘﻴﺔ ﷲ (ﻉ)ﺑﺎ ﺳﺮ ﻭ.ﭘﺎﯼ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺳﻴﻨﻪ ﺯﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭ ﺳﻴﻨﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ،ﻟﺬﺍ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﻴﺨﻮﺩ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺧﺪﻣﺖ ﺣﻀﺮﺗﺶ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺳﻴﻨﻪ ﺯﺩﻥ ﮔﺮﺩﻳﺪﻡ.

17-ﺷﻬﻴﺪ ﻣﻄﻬﺮﯼ


ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﻳﻦ ﻋﺰﺍ ﺭﺍ ﺍﺣﻴﺎ ﮐﻨﻴﺪ ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻳﺪ. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﻋﻈﻤﺖ ﺣﺴﻴﻦ (ﻉ) ﺭﺍ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﻴﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺍﺷﮑﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺭﻳﺰﻳﺪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺑﺎﺷﺪ،ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺣﺴﻴﻦ (ﻉ) ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﻼ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ، ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﺯﺍﺩ ﻣﺮﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺍﻫﻞ ﺣﻖ ﻭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﺍﻫﻞ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻣﻴﮑﻨﺪ.،ﻳﮏ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.

ﺣﻤﺎﺳﻪ ﺣﺴﻴﻨﯽ  ﺝ 2

18-ﺍﻣﺎﻡ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ:


ﻓﺎﻃﻤﻴﺎﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﮔﺮﻳﺒﺎﻥ ﭼﺎﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻟﻄﻤﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺎ ﺯﺩﻧﺪ،ﻭ ﺳﺰﺍﻭﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺜﻞ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻟﻄﻤﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﺩﻩ ﺷﻮﺩ  ﻭ ﮔﺮﻳﺒﺎﻥﻫﺎ ﭼﺎﮎ ﮔﺮﺩﺩ.


(ﻭﺳﺎﻳﻝ ﺍﻟﺸﻴﻌﻪ ﺟﻠﺪ 22 ﺹ 402)


غربت اهل بیت

آيت الله سيد احمد آقاي نجفي فرمودند:
اگر من بپرسم مردم آيا شيطان الان اينجا هست يا نه همه ميگويند آري اگر بگويم شيطان اينجا هست كسي اعتراض نميكند ولي اگر بگويم اميرالمؤمنين اينجا هست همه باور نميكنند . اين غربت اهل بيت عليهم السلام است شيطاني كه از جن است و رانده شده قدرت دارد همه جا باشد ولي اهل بيتي كه علت ايجاد عالم هستي است اين قدرت را ندارد كه در مجلس ما در خانه هاي ما و ... باشد .

معاذالله


چگونه از فکر گناه رها شوﻳﻢ...

امام صادق(سلام الله علیه)  می فرماید: 

« شیطان توان وسوسه کردن بنده ای را ندارد، جز آن که او را از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک شمرد و به نافرمانی اش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند.»

امام صادق (سلام الله علیه)فرمود:
« کسی که به فکر گناه افتاد، انجام ندهد، زیرا چه بسا بنده ای در حضور خدا مرتکب گناهی می شود و خدای بزرگ می فرماید: به عزت و جلالم قسم از این پس تو را نمی آمرزم.»(۱)

کسی که از خود غافل شود، شیطان از او غافل نیست. پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره برد.

امام صادق(سلام الله علیه) می فرماید: 

او را از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک شمرد و به نافرمانی اش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند.» (۲)
و نیز فرمود:
« هرگاه شیطان وسوسه ات می کند تا از راه حق گمراهت کند و خدا را از یادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر{ و بر خدا توکل کن} که او به کمک حق بر باطل آید و مظلوم را یاری رساند؛ چرا که خود فرمود: شیطان بر مومنان و بر کسانی که بر خدا توکل کنند سلطه ای ندارد.«(۳)
به فرموده امیر مومنان (سلام الله علیه)« مطمئن ترین فرصت برای تهاجم شیطان زمانی است که کسی گرفتار وسوسه گناهی مانند عجب و خودپسندی و خودبسندی {و...} شده و مدح و تملق دیگران را درباره خود دوست بدارد{و از این حالت ها به خدا پناه نبرد} » (۴)
نکته: یاد خدا و پناهندگی به او بهترین راه کار رهایی از دام شیطان است؛ چون هیچ زمان و زمینی خالی از حضور خدا نیست، هیچ زبانی هم نباید ساکت و خاموش از یاد خدا باشد؛ زیرا نیاز بشر دائمی است و بهترین عامل رفع نیاز، یاد خدای بی نیازی است که همواره در صدد رفع حاجت نیازمندان است، از این رو اگر در زمان یا مکان یا با زبانی از این فرصت استفاده نشد، جز حسرت محصولی نخواهد داشت.(۵)
مصداق ذکر:
امام صادق (سلام الله علیه)می‌فرماید:
ذکر خدا، تنها گفتن «سبحان‌الله والحمدلله ولا اله الا الله والله اکبر» نیست، بلکه ذکر خدا، به این است، ‌هرگاه به چیزی فرمان دهد پیروی کنی و از چیزی نهی کند ترکش کنی.(۶)
همان طور که اصل ذکر در اسلام توصیه شده است، کیفیت آن نیز بیان شده است که ذاکر باید از ذکر مأثور از شارع مقدس بهره گیرد و هرگز به دنبال ذکر اختراعی نرود، چنان که سفارش بزرگان اهل معرفت نیز همین است. 
ذکر مأثور هر چند با زبان یا قلم باشد، عملی صالح است؛ ولی هرگز سید اعمال صالح نخواهد بود، بلکه ذکر قلبی ـ که بر همه اعضا اشراف دارد و ذاکر بودن رضای الهی، قبض و بسط، اخذ و اعطا و بطش و نشط ندارد ـ سیادت همه کارهای صالح حتی ذکر زبان یا قلم را عهده دار خواهد بود؛ یعنی در سیرت و روش خود انصاف و مواسات دارد و حیثیتی غیر از حیثیت دینی ندارد، پس ذکر آنها ذکر خداست.(۷)
امام صادق(سلام الله علیه)می‌فرماید:
کسی که زیاد به یاد خدا باشد، خدا او را در سایه بهشتش جای دهد.(۸)
نکته: کثرت ذکر خدا، دشمن او را دفع و منع می‌کند؛ زیرا ابلیس با همه سپاه و ستاد داخلی و خارجی خود در صدد وسوسه و نفوذ در حریم دل است که با ذکر مدام می‌توان او را رجم کرد و مانع نفوذ او شد، چنانکه از آسیب‌های او نیز رافع است؛ زیرا اگر در اثر سستی شخص، شیطان در او نفوذ کرد می‌توان اثر تلخ پدیده آمده را با کثرت ذکر رفع کرد، همچنین وسیله جذب است؛ زیرا جذب یاد خدا نسبت به بنده، مرهون یاد خدا بودن است.
 بنابراین باید دائما به یاد پروردگار بود، تا از این برکات فراوان بهره ‌مند شد. (۹) اگر چنین شد، خوف الهی سراسر وجودش را فراگیرد و دلش نرم و درونش آرام شود و اشک شوقش از دیده فرو ریزد.
هر که دریاهای اشکش حاصل است...گو بیا کو در خور این منزل است
وانکه او را دیده خون‌بار نیست...گو برو کو را بَرِ ما کار نیست (۱۰)



مردم را با عمل خود به اسلام دعوت كنيم

مقیم لندن بود.
تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد.
راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد!
می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟

گذشت و به مقصد رسیدیم .
موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت: آقا از شما ممنونم .
پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. 
وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم .
با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم!
تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . 
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم.


"مردم را با عمل خود به اسلام دعوت كنيم"


غریزه،منطق نمی‌شناسند...

تو نمازخونه دانشگاه داشتم سجاده آماده می‌کردم برای نماز، همین که چادر مشکی را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می‌کنی که چی؟
برگشتم به سمت صدا، دختری را دیدم که در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.

پرسیدم: با منی؟
گفت: بله با توام و همه‌ی بیچاره‌های مثل تو که گیر کرده‌اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی‌شوی با این پارچه‌ی دراز دور و برت؟ خسته نمی‌شوی از رنگ همیشه سیاهش؟

تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی، چرا مثل عزادارها سیاه می‌پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.

خندیدم و گفتم: چقدر دلت ﭘُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو.
خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد.

گفتم: شاید حق با تو باشد عزیزم. پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله.
گفتم: من چادر را دوست دارم. چادر؛ مهربانیست.



گفتم؛ چادر سر می‌کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم حفظ زندگی توست.
با تعجب به چهره ام نگاه کرد.


گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم.

گفتم خوب؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مردها می‌گوید؛ غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید. تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر. این تکالیف مکمل هم‌اند، یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من، پوشش من باید مانع و حافظ او باشد و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم، غض بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد.

همسر تو، تو را “دید”، کشش ایجاد شد و انتخابت کرد. کجا نوشته شده است که همسرت نمی‌تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟

گفت: خوب… ما به هم تعهد دادیم.

گفتم: غریزه، منطق نمی‌شناسند، تعهد نمی‌شناسد. چه زندگی ها که به چشم خودم دیدم چطور با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت.

من چادر سر می‌کنم، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد و نگاهش را کنترل نکرد، زندگی تو به هم نریزد، همسرت نسبت به تو دلسرد نشود، محبت و توجه‌اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود. من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می‌شوم، زمستان‌ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می‌شوم، بخاطر حفظ خانه و خانواده‌ی تو.

من هم مثل تو زن هستم. تمایل به تحسین زیبایی‌هایم دارم. من هم دوست دارم تابستان‌ها کمتر عرق بریزم، زمستان‌ها راحت‌تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم. من روی تمام این علاقه‌ها خط قرمز کشیدم، تا به اندازه‌ی سهم خودم حافظ گرمای زندگی تو باشم.

سکوت کرده بود.

گفتم؛ راستی… هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان جامعه‌ام با موهای رنگ کرده‌ی پریشان و صد جور جراحی زیبایی فک و بینی و کاشت گونه و لب و آنچه نگفتنیست، چشم‌های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.

حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟


به سوی خدا فرار کنیم...!

می ‌گویند پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود. همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود وقتی پدر وارد شد، مادر شکایت او را به پدرش کرد. پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت. پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد!خودش را به سینه‌ی پدر چسباند شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.
شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید: «وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»

به نقل از "حاج محمد اسماعیل دولابی"


تمثیلی زیبا از آیت الله مجتهدی در مورد رزق و روزی

ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیماران می شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید: « به این چلوکباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب. » مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند. حتی به کسی هم که می گوید غذا ندهید، او می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد، چون می فهمد و می شناسد که دکتر خیرش را می خواهد، اعتراضی نمی کند.

حالا اگر بلند شود و بگوید که چرا به آن مریض چلوکباب بدهند و به من ندهند، دکتر می فهمد که این شخص روانی است. ما هم اگر به خدا بگوییم خدایا چرا به فلانی خانه ی دو هزار متری دادی و به من ندادی، ما هم روانی هستیم. ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم. باید بفهمیم همانطور که مریض می فهمد و به دکتر اعتراض نمی کند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چه به ما می دهد راضی باشیم.

" برگرفته از کتاب: مجموعه سلوک ابرار ۲ - طریق وصل ؛ مجموعه رهنمودهای اخلاقی حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی "


جملات عاشقانه

 

تو زندگی میکنی ، تفریح میکنی ، پیر میشوی و تمام میشوی

 

ولی من عاشقت میمانم ، عاشقت میمانم ، عاشقت میمانم

 

جملات زیبا ( رسول ترک )


تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود

 

تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود

طاق ابروی توام قبله جان خواهد بود

سرکشان را چو به صاف سرخم دستی نیست

سر ما خاک در دردکشان خواهد بود

پیش از آنی که پر از خاک شود کاسه چشم

چشم ما در پی خوبان جهان خواهد بود

تا جهان باقی و آئین محبت باقی است

شعر حافظ همه جا ورد زبان خواهد بود

هر که از جوی خرابات نخورد آب حیات

گر گل باغ بهشت است خزان خواهد بود

حافظا چشمه اشراق تو جاویدانی است

تا ابد آب از این چشمه روان خواهد بود

صحبت پیر خرابات تو دریافته ام

روحم از صحبت این پیر جوان خواهد بود

هر کجا زمزمه عشق و همای شوقی است

به هواداری آن سرو روان خواهد بود

تا چراگاه فلک هست و غزالان نجوم

دختر ماه بر این گله شبان خواهد بود

زنده با یاد سر زلف تو جان خواهم کرد

تا نسیم سحری مشک فشان خواهد بود

ای سکندر تو به ظلمات ابد جان بسپار

عمر جاوید نصیب دگران خواهد بود

شهریارا به گدایی در میکده ناز

که دلت محرم اسرار نهان خواهد بود

 

استاد شهریار

 


من من من زشت ترین کلمه ی دنیا

 

وقتی که گذشته ام را مرور میکنم ...

 

به این بـــاور میرسم :

 

که در زندگی هیچکس به اندازه ی خودم به من خیانت نکرده است

 

جملات زیبا ( رسول ترک )


Weblog Themes By Pichak

صفحه قبل1...1011121314...42صفحه بعد

نويسندگان

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید اميدوارم اوقات خوشي داشته باشيد

پیوندهای روزانه

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران