جستوجوی یک عکاس جنگ
با گذشت سالها از پایان جنگ هر وقت به سراغ عکسهایم میروم پیش از هر چیز چهره آدمهای درون قاب عکسها مرا با خود به سالهای دفاع مقدس میبرند. چهرههایی مصمم که با احساسات صادقانه و عواطف خود با من حرف میزنند و بیاختیار مرا به لحظه ثبت آن عکس میبرند. این چهرههای قاب گرفته از آن روزگار تا به امروز در گوشه گوشه میهن عزیزم چگونه زیستهاند؟! این سؤالی است که همواره یکی از دغدغههایم را شکل دادهاند.
تکتک این تصاویر برایم خاطرهانگیزند و یادآور انسانهای وارستهای که بهرغم هیبت جنگجویی در دل، قلبهایی رئوف و مهربان داشتند و سرشار از امید و آرزو برای آینده خود و کشورمان بودند و همین احساس، از ترس و اضطراب آنان میکاست و در راهی که برگزیده بودند همچون بنیان مرصوص محکم و استوارشان کرده بود. خاطره لبخندهایی را که سرپوش بر درد زخمهایش بود هرگز فراموش نمیکنم. آن روزها گذشت، اما برق نگاه افتخارآفرینان حماسه دفاع 8 ساله را که پس از جنگ بر سر کار و زندگی خود بازگشتند و در جایجای این مرز و بوم به زندگی عادی خود مشغول بوده اند نمیتوانم از یاد ببرم.
هنوز چهرههای خسته اما روحهای بلندشان را به یاد دارم که در شرایطی که گلولهها صفیرکشان فضا را میشکافتند در قاب دوربین من لحظهای از زندگیشان ثبت میشد. هنوز صدای تند نفسهایشان را میشنوم. من در آن روزها نمیدانستم چه آیندهای در انتظار عکسهایم خواهد بود! افرادی سرشار از احساس و شور زندگی، جانشان را برای آرمانهای بلند در کف اخلاص گذاشته و سمبل غیرت و پایداری شده بودند. آن روزها از عظمت روحهایی که جسمهایشان مقابل دوربینام قرار داشتند غافل بودم و تنها تلاش میکردم در عکسهایم واکنشهای صادقانه آن دریادلان را ثبت کنم. اینک از پس غبار سالیان برآنم تا افراد جا گرفته در قاب عکسهایم را بیابم و با بیرون کشیدن آنان از درون عکس به آنان حیات تازه ای ببخشم و به نسل امروز که سخت نیازمند دانستن و باورهای آن دوره است، نشان دهم.
از این رو از افرادی که خود در قاب عکسهایم جا گرفتهاند و یا کسانی که آنان را میشناسند میخواهم با دفتر روزنامه ایران بخش پایداری یا با شماره تلفن روزنامه ایران داخلی 305 تماس بگیرند و ما را از محل کار و زندگی خود و همرزمانشان باخبر سازند تا یک بار دیگر به سراغشان برویم و با تهیه گزارش تصویری از زندگی امروزشان مجموعهای درخور و تأثیرگذار فراهم آوریم.
سعیدصادقی - عکاس جنگ
